آي انهايي که بعد از نماز صبح دعاي عهد مي خوانید چه ميکشيد از اين فراق...!

آي عهد خوان ها که با آقایتان هميشه عهد مي بنديد و آقا هم با شما عهد مي بندد

اگر شما يک بار فقط يک بار آن هم در جمکران یک صبح جمعه دعاي عهد بخوانيد آقا مي آید

و دست شما را ميگيرد.... خوش به حالتان اي عهد خوان هاي با معرفت آقا...

من بيچاره من گنه کار که نمي دانم چقدر عهد خواندم و عهد شکستم .........

ببخش آقاجان.........

آي ندبه خوان ها خوش به حالتان که جمعه ها دل به آقایتان مي دهيد

چه کنم که ندبه خوان قابلي نبودم ...آقا ببخش مرا ...

اين سخت است که اسم خود را گذاشته ام منتظر ولي... چه انتظاريي!!!

چه انتظاريست که انتظارش جز عهد شکني چيز ديگری نيست.......

درک معناي انتظار سخت است ...چه کنم که اين انتظار نيز سخت است  

تو باشي ولي چشمانم بيناي ديدن تو نباشد ...

اي عزيزم جانم به فدايت مولاي من ... نظري کن آقا!

 



تاريخ : پنج‌شنبه 27 فروردین 1394 | 20:21 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)
آقا بیا که بی تو پریشان شدن بس است
از دوری تو پاره گریبان شدن بس است

کنعان دل، بدون تو شادی پذیر نیست
یوسف! ظهور کن که پریشان شدن بس است

یعقوب دیده ام چه قَدَر منتظر شود؟
یعنی مقیم کلبه ی احزان شدن بس است

  گریه، فراق، گریه، فراق، این چه رسمی است؟
دیگر بس است این همه گریان شدن بس است

موی سپید و بخت سیاه مرا ببین
دیگر بیا که بی سر و سامان شدن بس است

تا کی گناه پشت گناه ایّها العزیز؟
تا کی اسیر لذّت عصیان شدن ... بس است

خسته شدم از این همه بازی روزگار
مغلوب نفس خاطی و شیطان شدن بس است

سر گرم زندگی شدنم را نگاه کن
بر سفره های غیر تو مهمان شدن بس است

یک لحظه هم اجازه ندادی ببینمت
گفتی برو که دست به دامان شدن بس است

باشد قبول می روم امّا دعای تو ...
در حقّ من برای مسلمان شدن بس است

دست مرا بگیر که عبدی فراری ام
دست مرا بگیر، گریزان شدن بس است

اِحیا نما در این شب اَحیا دل مرا
دل مردگی و این همه ویران شدن بس است

آقا بیا به حقّ شکاف سر علی
از داغ هجرت آتش سوزان شدن بس است

 

محمد فردوسی
 منبع: http://www.shia-news.com


تاريخ : سه‌شنبه 25 فروردین 1394 | 21:17 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

نگران نباشید

خدا هیچگاه اشک هایمان را نادیده

و دعاهای مان را ناشنیده نخواهد گرفت

و هرگز در برابر رنج هایمان سکوت نخواهد کرد

او می بیند ،

می شنود

و به دادمان خواهد رسید !



تاريخ : سه‌شنبه 25 فروردین 1394 | 21:11 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

با یکی از علمای اهل معنا ، یکی از فدائیان حجه ابن الحسن ارواحنا فداه ، عزیزی که چشمهای ظریفش با اشک فراق و سوز جدائی سرخ شده و جز فریاد از درد فراق او بلند نمی شود به حرم مطهر امیر المومنین علیه السلام می رویم .

او یک شب در کنار مرقد مطهر حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام می فرمود :
یکی از علماء بزرگ در نجف اشرف در سالهای اخیر تشرفی به محضر مقدس آن حضرت داشته که جریان تشرفش را چنین نقل نموده است:
حرم مطهر خلوت بود و من در اطراف ضریح مشغول زیارت بودم. ناگهان متوجه شدم آقای بزرگواری در حال مناجات با خدای خویش است و دعایی سوزناک و منقلب کننده بر زبانش جاری است و چنین می گوید:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم هذا دینک اصبح باکیا لفقد ولیک فصل علی محمد وآل محمد وعجل فرج ولیک رحمة لدینک، اللهم هذا دینک اصبح باکیا لفقد ولیک فصل علی محمد وآل محمد وعجل فرج ولیک رحمة لکتابک،اللهم وهذه اعین المومنین اصبحت باکیة لفقدت ولیک فصل علی محمد وآل محمد وعجل فرج ولیک رحمة للمومنین.

یعنی :

(پروردگارا! این دین تو است که اکنون بخاطر گوشه نشینی و غیبت ولیت ( امام زمان علیه السلام ) گریان شده، پس خدایا رحمت خاص خود را بر محمد و آل محمد نازل فرما و در ظهور آن حضرت عجله کن تا به دینت رحم کرده باشی و ان را از غربت به در آوری.
پروردگارا ، این قرآن تو است که اکنون در فراق ولیت (حجه ابن الحسن علیه السلام ) گریان شده ، پس رحمت خاص خود را بر محمد و آل محمد فرو ریز و در ظهور آن حضرت شتاب کن تا به کتابت رحم کرده باشی.(و غبار غم از چهره آن بزدایی ).
ای محبوبم، ای پروردگار مهربان و این چشمهای مؤمنین است که در فراق ولیت (امام زمان علیه السلام )گریان شده، پس صلوات و رحمت بی پایانت را بر محمد و آل محمد فرو ریز و در فرج آن حضرت تعجیل کن تا به مؤمنین رحم کرده باشی. پروردگارا ، رحمت خاص خود را بر محمد و آل محمد فرو ریز.

من وقتی این جملات را شنیدم ، منقلب شدم ، برگشتم ببینم این آقای بزرگوار که بود که چنین با خدای خود راز و نیاز و چنین انقلابی عظیم در کشور دل بر پا می کند ،(با آنکه چند نفری بیشتر در حرم نبودند و حتی از آنطرف ضریح هم می توانستم ببینم اگر او به طرفی می رود ) به کجا رفته است ، در عین حال مثل اینکه او به یکباره ناپدید شود ، هر چه بدنبالش در همان چند لحظه گشتم اثری از او نیافتم و فهمیدم مولایم حضرت بقیه الله ارواحنا فداه را زیارت کرده ام .

مناجات امام زمان

 

 



تاريخ : دوشنبه 24 فروردین 1394 | 21:10 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

در وادی حیــرانـــــــــــــــی

در هــــــــــــوای بارانــــــــــــــی

 

به دلم افتاده نزدیکـــــــــــــــ است

فصل رویــــــــــــش ایمـــــــــــــــــــانی

به دلـــــــــــم افتاده می آیـــــــــــــــــــــــد

مــــــردی از جنـــــــــــــس نــــــــــور ، نورانی ...

 



تاريخ : دوشنبه 24 فروردین 1394 | 20:58 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

عکاسی از دخترکی دستفروش که زیر باران گل می فروخت عکسی گرفت…

آن عکس بهترین عکس سال شد…

عکاس بهترین عکاس سال شد و جایزه گرفت…

کتابی درمورد آن عکس نوشته شد…

نویسنده اش بهترین نویسنده شد و جایزه ای گرفت…

از آن کتاب فیلمی ساخته  شد…

آن فیلم پر بیننده ترین فیلم شد…

تمام عوامل سازنده آن فیلم جوایزی گرفتند و تحسین شدند…

ولی آن کودک دستفروش هنوز دستفروشی می کند !!!!!

"دنیای ما این چنین است"

♥ بیایید عوضش کنیم




تاريخ : یکشنبه 23 فروردین 1394 | 21:48 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

خدایا ســــلام؛

ما بیـــــدار شدیم؛

سرحالیم؛

امیــد داریم؛

و می خندیم….

اینهــــا همه از کرم توست…

شکــــر….

خدایا یه خواهش

مثل همیشه که حواسماڹ نبود و

هوایماڹ را داشتی…

سلامتی و سربلندی عطا کن؛

و یادماڹ بده عاشق باشیم

و درمانده نشویم

که به وجودت سخت نیازمندیم…

آمیـــــــــــــــــــــــــــــن…

خدایا شکرت برای همه چی



تاريخ : یکشنبه 23 فروردین 1394 | 21:40 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

دعای مادرت زهرا بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشم هایت

این چشم های ما کمی تقوا بگیرد
 

 

آقا سلام...

 



تاريخ : یکشنبه 23 فروردین 1394 | 21:33 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)



تاريخ : یکشنبه 23 فروردین 1394 | 21:14 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

درسته ربطی به موضوع وبم نداره...اما انسانیت چیزیه که به همه ربط داره!

و این که هنوز در وجود کسانی عطر و بویی از سرشت خدایی شان هست ادمو به وجد میاره در این دنیایی که اکثرا انسانیت دیگه به قول بعضی ها خریدار نداره!

اما هستن کسانی که هرچقد هم مقامشون بالا بره باز هم میدونن که بالاترینٍ بالاترین خداست.... و هدف از زندگی و افرینش رو خوب به جا میارن!

این یک صحنه از فیلم هالیوودی نیست .

این مردان شیشه پاک کن های بیمارستان کودکان مبتلا به سرطان در شهر پیتزبورگ آمریکا هستند .

وقتی بچه ها از پنجره به بیرون نگاه می کنند و قهرمانهای افسانه ای خود را می بینند

که در حال شستشوی شیشه های اتاقشان هستند، لحظه ای که لبخند بر لبانشان می نشیند ، برای این مردان کافیست .

انسان و انسانیت هنوز زنده است!

خدایا شکرت...شکرت که هنوز انسانیت هست هرچند کمیاب و نادر... شکرت خدا




تاريخ : شنبه 22 فروردین 1394 | 21:33 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...1516171819...57صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران